رهارها، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 26 روز سن داره

زندگی مامان وبابا

بدون عنوان

1392/11/8 1:04
نویسنده : مامان یاسمن
190 بازدید
اشتراک گذاری

دختر عزیزم خدارو شکر میکنم که بعد از تحمل این همه سختی من و بابایی تونستیم تو بغلمون بگیریمت  و احساست کنیم واین بهترین لحظه زندگیمون بود خیلی روزای سختی بود وقتی هر لحظه بهمون می گفتن که شاید تو سالم نباشی و شاید هیچوقت نبینیمت این خیلی زیاد بود برای من وبابات و نمی تونستیم هیچ جوره درکش کنیم ،خدا رو شکر که با توکل به خدا و تلاش دکترت(میر فندرسکی) تونستیم همه این سختیها رو پشت سر بزاریمو تورو تو بغل بگیریم،درسته که به موقع به دنیا نیومدی و عجله کردی و همش 2 کیلو بودی و واقعاااا بغل گرفتنت کار سختی بود و هر لحظه من با گریه گذشت اما همین که بودی کافی بود...

اینم اولین عکست توی خونه خودمونه وقتی از بیمارستان اومدیم خونه و تو زردی داشتی و 3 روز توی دستگاه بودی و چه بد بود اون روزااآخ

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان مونا
8 بهمن 92 1:14
سلام مادر عزیز.قدم نورسیده مبارک باشه. نگران زردی و کم وزنی نباش. نوزاد زود وزن میگیره. بخودت برس تا شیرت مقوی باشه و بچت رونق بگیره. من هم حسابی بابچه داری سرگرمم. مادر بودن همینه دیگه. همش نگرانی بابت بچه ات...سلا