بدون عنوان
به نام او...
من و دخترکم دنیایی داریم عاشقانه تر از هر زندگی ای و زندگی ای داریم زیباتر از هر رویایی...
هر چیز جدیدی که یاد می گیره و بر زبان میاره یا با زبان می چشه دنیای من بزرگتر و زیباتر می شه...



عشق من دختر نازم برای تو می نویسم که همه هستی ام از آن توست... 
برای تو که تمام زندگیمو پر کردی ،برای تو که تمام خاطرات جوونیم از تو ردمی شه و میخوام بدونی که چقدر دوست دارم و تا چه اندازه سر مست می شم وقتی که می خندی ،وقتی که خوشحالی و بازی می کنی ،وقتی که تند تند پاهای کوچیکت وبه زمین می کوبی ،وقتی که خودتوبرای من لوس می کنی...
دوست دارم همه چیزم وبدم تا تو سردت نشه ،گرمت نشه،خسته نباشی ،بی حوصله نباشی،دلتنگ نباشی ،دردی نداشته باشی ،و همه چیز برات روبراهه روبراه باشه...
دختر نازنینم بدون که مادرت همه تلاشش و برای تربیت هر چه بهتر تو به کار گرفته و اگه یوقتی چیزی کم گذاشتم حاصل بی تجربگیمه نه بی توجهیم...
زیبای من
از تو ممنونم که حس زیبای مادر بودن و به من هدیه دادی ،برای اینکه به من ماما میگی و قلبم برات تند تر میزنه،عاشق شیطنت های بچه گونتم زمانی که دارم برنامه مورد علاقمو می بینم و تو تند تند کانالارو عوض می کنی و آخر سری هم خاموشش می کنی ،زمانی که آشپزی می کنم و تو دل و روده کابینت ها رو بیرون می ریزی و از این کارت حسابی لذت می بری و زمانی که من جاروبرقی می کشم و تو روی جاروبرقی می شینی...وقتی که صدات نمیاد و می بینم تو اتاقتی آروم در کمدتو باز کردی و همه لباسات و ریختی بیرون ووقتی من میرسم یه لبخند خوشگل نشونم میدی و من دیگه هیچ کاری بجز بغل کردنت نمیتونم بکنم...
روزهای بسیار زیبایی هستند ...بسیار زیبا و بی تکرار.
مثل برق و باد می گذرن و تو بزرگتر و عاقل تر می شی و من باتجربه تر وشاید...شاید هم پیرتر.
مطمئنم امروز که بگذره روزی میرسه که من برای گذشتن از این روزهای شیرین کودکی تو سخت دلم می گیره
دوست دارم بسیااااار زیاااد




بدون عنوان 