بدون عنوان
عزیز دلم دختر نازم خداروشکر که دیگه کوچولو نیستی و بغل کردنت آسونتر شده و انقدر حالت خوبه که میتونیم بریم شمال خیلی وقت بود که مسافرت نرفته بودیم آخه نمیشد وقتی شما توی دلم بودی که نمیشد بریم و وقتیم دنیا اومدی کوچولو بودی و نمیشد،خداروشکر که حالت خوبه و کلی خوش گذشت این شمال با همه شمالهای دیگه فرق داشت چون توباما بودی و خنده های شیرینت کاری کرده بود که بیشتر بهمون خوش بگذره
یه دوربین حرفه ایم آورده بودم تا ازتجربیات عکاسیم استفاده کنم و کلی از دختر نازم عکس بگیرم
بابات میگه انقدر تو وبلاگ دخترم ازخودت تعریف نکن ولی خداییش آخه ببین چه عکسایی ازت انداخته مامان

قربون خنده هاااات 

دستمال سرشووو

ای جاااانم خوش خنده

جذبتم که به خودم رفته اخمالووو
پشه هاام که تا تونسته بودن خورده بودنت
بی ادباااا

تو و بابایی 

اینم یه عکس از پاهای خوشگلو کوچولوت

رها وبابایی


تاب سواری به کمک بابایی


بدون عنوان 