بدون عنوان
تو آمدی و خدا خواست دخترم باشی
و بهترین غزل توی دفترم باشی
تو آمدی که بخندی ،خدا به من خندید
و استخاره زدم گفت کوثرم باشی
خدا کند که ببینم عروس گلهایی
خدا کند که تو باغ صنو برم باشی
خدا کند که پراز عشق مادرت یاشی
خدا کند که پر از مهر پدرت باشی
همیشه کاش که یک سمت،پدرت باشد
تو هم بخندی و در سمت دیگرم باشی
تو امدی که اگر روزگارمان بد بود
تو دست کوچک باران باورم باشی
بیا که روی لبت باغ یاس می رقصد
بیا گلم که خدا خواست دخترم باشی
تو آمدی و خدا خواست از همان اول
تمام دلخوشی روز آخرم باشی

ای جاانم رها اینجا 26 روزته و اولین روز سال 92 و اولین عیدیه که خدا تورو به ماداده و خونمون یه رنگ و بوی دیگه گرفته(زیاد غصه نخوریا کلا 1 سال عید تو نبودی)من و بابا عجله داشتیم تا زود نی نی مون و ببینیم ..
خلاصه هر چی واست دنبال یه لباس مهمونی گشتیم که تو عید تنت کنیم پیدا نکردیم تا اینکه یه لباس خیلییی کوچولو و بامزه تونستیم از بوستان واست بخریم 2 وجب به زور میشد ولی ما 50 تا بهش پول دادیم (الان که داری خودت می خونی میگی چقدر کم) ولی دخترم سال 92 50 تومن واسه لباس به این کوچولویی پول کمی نبوداااا

خیلی خوشحال بودیم که یه لباس واست پیدا کردیم تازه کلیم بهت میومد اولین بار که لباس و تنت کردیم دایی علی و مامان شهنازم بودن چقدر خندیدیم فیلمشم موجوده بعدنا نشونت میدم
تازه همشم میرفتیم عید دیدنیو تو کلی عیدی می گرفتی ،چقد کیف می داد

اینم روز 13 بدره و رفتیم پارک جنت آباد من و شما و بابا محمد و دایی علی و مامان شهنازو عزیز و آقاجون و عمه مریم و شوهر عمه با قر و مهران و ماهان و تو همش خواب بودی(آخه خیلی نی نی بودی) هممون هر چی آجیل و پسته رو دستمون مونده بودو با خودمون برده بودیم ناهارم برنج وجوجه خوردیم خیلیم خوشمزه بود،من هر چی میخوردم زودی به توام شیر می دادم که جیگر مامانم خورده باشه دیگه
ای ماااادر چشمت روزه بد نبینه با دایی علی و باباو عمه مریم و مهران رفتیم که وسطی بازی کنیم و منم که انگار لیگ برتری جام جهانی ای چیزی بود انقدررر جدی گرفته بودم که همش بل می گرفتم تا آخر سری علی دایی یه توپ محکم زدو وقتی خواستم بگیرم تاندون انگشت دست چپم پاره شدو کلی درد کشیدم تا آخرش عملش کردن و یه ماهی توی پین بود ،نحسی 13 بدرم منو گرفت ماااادر

اینم عکس ماهانی (پسر عمه)که انقد شلوغ کرده خسته شده خوابیده...



بدون عنوان 